خرید بک لینک

شاید غیر باور باشد در عروسی سرهایی بریده و خون آلود خورده شود.

اما در یک عروسی منحصر به فرد این کار صورت گرفت

و سرهای خون آلود بریده شده از بدن

که طرح کیک عروسی بود با حرص و ولع نوش جان شدند!

به بابام می گم: تیغ اصلاح داری؟

می گه: نه، برو بیرون بخر، نون هم بخر

یه سر برو تا اون داروخانه شبانه روزیه یه قرص معده هم بگیر

میوه هم بگیر که عصر مهمون داریم !!!

قبضها رو هم واریز کن!!!

یک کیسه برنج هم از اصغر آقا بگیر بیار!!!

سی دی رو هم بده جعفر آقا تعمیر کنه !!!

گوشت وماست هم بگیر!!!

الان احساس می کنم ته ریش خیلی بهم میاد!

نظر شما چیه ؟؟


=====

جوونک ميگفت:

سر ميز شام بودیم واسم اس.ام.اس اومد!

بابام برگشت گفت :

ببين بچه من فعلا واست زن نميگيرما گفته باشم!

مامانم : حالا كي هست اين بدبختي كه ميخواي بگيريش ؟

داداش كوچيكم : بابا بعدش نوبته منه ها !


بابام رو به من : اه؛اه ... پاشو گمشو! اين بچه رم هوايي کردي!


حالا اس.ام.اس از کي بود؟

"ايــرانسل"
=====
یه بار زنگ زدم به رفقیم گفتم چطوری پدرخر؟!!
یهو باباش جواب داد گفت:
من خوده خره ام ..بفرما ببینم دقیقأ کجات باید بشکنه !!!.
بهزاد رفته نون بخره
====

بابام میگه : اینایی که دختر ندارن تو خونه ، عمرشون هدر رفته .

صبحها دیدن دخترت با موهای شلخته ، زیر چشماش سیاه شده ...

صدای گرفته ی اول صبحش که جیغ میزنه : بابا نیــــــــــــــــــا تو ...

بعدش فرار میکنه که لباسشو عوض کنه ،

تموم دنیای یه مرده ...

تموم دنیای یه پدره ...

سلامتیه همه دخترا ...

======

احترام به والدین سنت فراموش شده

شاید سالها بعد در گذر جاده ها
بی تفاوت از کنار هم بگذریم
و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود ...

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه 29 خرداد 1393 ساعت: 8:39

صفحه بندی

خبرنامه