
یک خانم ایرانی در روز قیامت +طنز
فکر کنم بعضی خانم های ایرانی اون دنیا هم از چونه زدن دست برنمی دارن. می گی نه:
.
.
.
- خانم من فقط مامورم. به من گفتند بشمار، حالا هم شمردم. شما کلا ۱۱۰۳۰۵ رکعت دارید.
- ولی من همه را خوندم. نمی شه یه کاریش بکنی.
- دست ما نیست به خدا. ولی چشم؛ روندش می کنم. ۱۱۰۵۰۰ خوبه؟
- عجب گرفتاری شدیم. من می گم همه را خوندم. گرد نمی خواد بکنی. همان هایی که خواندم را بهم بده.
- عرض کردم. مبلتان چرمی بوده. یارو یافت آبادیه مبل ساز، چرمش را از چین وارد کرده.
اینها ذبح شرعی نمی کنند. چرم حکم مردار را داشته و نجس بوده. شما می نشستی روش؛ حواستان نبوده دستتان عرق..
- من این هایی که می گی اصلا حالیم نیست. من همه اش را خوندم. یک جایی اشتباه کردی. از جام تکان نمی خورم تا درستش کنی ....
- ببینید خانم فیلمش هست. ما از لحظه لحظه اعمال وگفتارتان فیلم گرفتیم. ببینید.
_ ای خدا مرگم بده. این چیه؟ منکه غیبت نکردم؟؟!!
_ بگذارید رد کنم اینجاش را. خب. همین جا. ببین خانم اینجا که زوم کردم رو مبل نشستید و ..
_ این منم؟
- بله خانم. این هم همان مبلیه که روش غیبت میکردی ..
- چقدر چاق افتادم اینجا.
- چه عرض کنم؟ می توانم کمی کنتراستش را بیشتر کنم ولی نرم افزارم قفل شکسته است، اسکیل را عوض نمی کند.
_ آقا میشه این عکس را برام بریزی؟ خدا از حسابرسی کمت نکنه.
_ فلش دارید همراتان؟
چه حرفی می زنی. من تازه یک ساعت پیش از قبر درآمدم. فلشم کجا بود؟ نمی شه بریزی رو سی دی.
_ سی دی خام ندارم. بریزم ته این سی دی؟ طوریش نیست؟ غیبتهای یک خانمی است که تلف شد. باقی سی دی خالیه.
_ جا میشه؟
_ آره بابا. هر سی دی جهان آخرت ۷۰۰۰ گیگ جا دارد
- پس قربون دستت یک موزیکی یاقرانی چیزی هم بریز ته اش.
برچسب:
نویسنده: علی