این بچه هنوز بزرگ نشده روی همه رو کم کرده...وای به بزرگیش!!!!
![]()
****jok47.ir****
ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻦ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﺑﺎ
ﻫﻢ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻨﺪ ﭘﺪﺭِ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ .
ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺭﺿﺎﯾﺖ ﭘﺪﺭ ﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﻩ،ﺗﺼﻤﯿﻢ
ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟّﻪِ
ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝِ ﺍﻭﻧﻬﺎ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﯾﮏ
ﻫﻔﺘﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﭼﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻪ ﻭ
ﺗﻤﻮﻡ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﺵ ﮔﻠﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻭ
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎﺯ ﻟﮑّﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯽ
ﻣﻮﻧﻪ ﺷﺐ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﺯﺵ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﻤﺎ ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺍﻭﻥ ﻟﮑّﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺮ
ﻃﺮﻑ ﮐﻨﻪ ﻭﻟﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ! ﺷﺐ
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏِ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺭ
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ . ﻣﺎﺩﺭِ ﺩﺧﺘﺮ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎ ﺭﻭ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻮﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﻟﮑﻪ ﺭﻭ ﺑﺮ ﻃﺮﻑ
ﮐﻨﻪ . ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺯﻧﮓِ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﻭﻧﻬﺎ
ﻣﺘﻮﺟّﻪ ﻣﯿﺸﻦ ﮐﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺱ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﺟﻠﻮ ﻭ ﯾﻪ
ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺪﻩ . ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ
ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﻮﺩﺭ
ﺷﺴﺘﺸﻮﯼ ﺑﺮﻑ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻨﺪﮔﯽ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ "
ﭘﺎﮐﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖِ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﺪ ...
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﮔﻪ ﻓﺤﺶ ﺩﺍﺩﯾﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺎﯼ ﻗﺸﻨﮓ
ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻧﻤﯿﻔﺮﺳﺘم

![]()
****jok47.ir****
تو حموم بودم
مامان بزرگم:آهااای لنگ دراز بیا بیرون،بدو بیا بیرون بسیج اومده،اونم چندتا..اوناها خودم صداشونو شنیدم...!!
من:ای داد بیداد بسیج چرا؟؟
باز من چه غلطی کردم مگه؟؟این فیسبوک آخر کار دستم داد..
پریدم بیرون،گفتم مامان بزرگ کجان؟؟صداشون از کجا میومد؟؟تو حیاطن؟؟
گفت:ایناها مادر موبایلت رو میزه واست بسیج اومده...!!!!!!
****jok47.ir****
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : بگو ﺧﺐ؟ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ :ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻋﺰﯾﺰﻡ !!
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﻧﮓ ﻭﻧﮓ ﺑﭽﻪ ﺧﻮﺷﻢ
ﻧﻤﯿﺎﺩ،ﻗﺒﻠﺍ ﮐﻠﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩﯼ ﮐﻪ
ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺎﺭﯾﻢ ..

ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﺟﻮﺟﻮ،ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﺩﻡ ﺩﺭﺍﺯﺕ ﺑﺮﻡ،ﺧﻮ
ﻣﻦ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ،ﭼﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﺧﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻧﺮ : ﻓﺮﺩﺍ ﻣﯿﺮﻡ ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﻭﺍﺗﺲ
ﺁﭖ ﻭ ﻭﯼ ﭼﺖ ﻫﻢ ﻧﺼﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺗﺎ
ﺳﺮﮔﺮﻡ ﺑﺸﯽ،ﺧﻮﺑﻪ؟؟
ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭ ﻣﺎﺩﻩ : ﻋﺎﭼﻘﺘﻢ،ﻋﺸﻘﻢ
ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﺍﯾﻨﺎﺳﻮﺭﻫﺎ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪ!!!
****jok47.ir****
مراحل پذيرايي از مهمان در ایران :
1- تعارف همراه اصرار فراوان
2- قسم دادن مرده و زنده طرف مقابل
3- توسل به زور بدين شرح که ميوه يا غذاي مورد نظر رو طي يک اقدام آکروباتيک به لبت نزديک ميکنن و ميگن ديگه دهني شد بايد بخوري
4- ايجاد حس ترحم در مهمان ، ميگن "يني تو فک ميکني ما بدبختيم که هيچي خونه ما نميخوري ؟
5- تير خلاص : بخور حيفه ، اگه بمونه مجبوريم دور بندازيم :|
****jok47.ir****
.اونایی ک قدر نمیدونن مادرشون رو بخونن بلکه رستگار شن..
"میگن یه جوانی در بستر مرگ افتاده بود و خیلی بی تابی میکرد..
بزرگی آمد برای تلقین وی و به او گفت:جوان الآن چه داری میبینی؟؟
جوان گفت:دو تا مرد زشت و سیاه و بدشکل را میبینم که به سمتم می آیند..
بزرگ گفت:مادر این جوان را بیاورید....مادر آمد..
بزرگمرد گفت:آیا از جوانت راضی هستی؟؟...مادر گفت:نه،او در حق من جفا کرده است،احترامم را نداشت،چه سختیها کشیدم برا بزرگ کردنش ولی او با من بدرفتار بود..
بزرگمرد گفت:او را ببخش چون در وضعیت سختی است...مادر گفت:چشم...بخاطر شما از او گذشتم..
بزرگمرد رو به جوان کرد و گفت:حالا چه میبینی؟؟
جوان گفت:دو مرد زشت را میبینم که دارند میروند وبجای انها دو تا دی ماهی دارند می آیند..
جوان این را گفت و لبخندی زد و جان به جان آفرین تسلیم کرد..
ــــــــــــــــــــــــــــ
واقعا خیلی تأثیرگذار بود،من که اشکم در اومد...در ضمن عمه ی من رو هم عمه ی خودتون بدونید..دیگه حرفی نداارم
****jok47.ir****
![]()
****jok47.ir****
به پسره لات ایرانیه میگن: درسته شما اول فحش میدین بعد سوال میپرسین؟؟؟
ایرانیه میگه: گـ*ه خورده , کی گفته؟؟؟
برچسب:
نویسنده: علی