
پدری که حاجی فیروز می شد!!!!!
کودکی به پدرش گفت: «پدر، دیروز سر چهارراه فردی که خودشو سیاه کرده بودوشبیه حاجی فیروز بود را دیدم
بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،
ولی پدر ، من خیلی از او خوشم آمد ، نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید ،
به خاطر اینکه چشم هایش خیلی شبیه تو بود … »
از فردا،مردم اون سیاه شده و حاجی فیروز را با عینک دودی سر چهارراه می دیدند!!!!!
برچسب:
نویسنده: علی