
یکی از حسرت های بچگیم خون دماغ شدن بود ! خیلی حس و ژست باکلاسی بود . . . همه بهت توجه می کردن در حد شهید زنده !
اولین بار که تو عمرم تقلب کردم ؛ سال اول ابتدایی ؛ امتحان ریاضی:
پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟
جلوییم: چپ! گفتم: چپ کدوم طرفه؟!... همچین اسکلایی بودیم ما !
سیاست دخترا در مواجهه با پسرا :
۱- حیله گری با پسرای معصوم و ساده
۲- بیمزگی با پسرای خوش قیافه
۳- متلک به پسرای باهوش
۴- علاقه با پسرای وفادار
۵- ازدواج با پسرای پولدار
بابا بزرگم خونه مون بود،پرسید: اذانه اهوازه؟
گفتم نه بابا! لس آنجلسه!
ميگه :همین دیگه! اگه شعور داشتي با اذان شوخي نميکردی ..!
دافـــــ های لاشی ! خـــــــط لب از زیــــر دماغ شروع نمیشــــــه!
اين يکيو بخدا راست ميگم :|

بعد یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد ميشه !
گفتم من دیگه هیچی نمیخورم ، ميخوام بميــــــــرم :(
گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره كه دوس داري
... یــَــنــی از ماکارونی بیشتر دوســـش داشتی !؟
لـامصبـــــا نقطـــه ضعـــفِ منـــو پیـــدا کــــرده بـــودن :|
میگن عشق ظاهری واقعأ همینه!!
******
وقتی میخواد فحش بده نظر خودمم میپرسه، مثلا میگه:
میخوای بهت بگم نفهم؟
میخوای بگم شعور نداری؟؟؟
*******
********
شیر آب دستشویی ها جفتش داغه !
کوره های آدم پزی جدید تمام اتوماتیک هم نصب شده!!
اگه عرضه داری بازم گناه کن.
****
با این نرخ تورم کدوم پسری ازدواج میکنه؟!!! هان؟!!!
خانوما یکم توقعشونو کم کنن بلکه فرجی شد :D
طرف ماشین نداشت نمیشه زنش شد؟!!!
طرف خونه نداشت نمیشه زنش شد؟!!!
طرف حساب پس انداز تپل نداشت نمیشه زنش شد؟!!!
طرف ویلا نداشت نمیشه زنش شد؟!!!
شعور کجای اولویت بندی لیست توقعاتتونه؟!!! به فکر ازدواج با یه مرد باشعور باشید...
"هرچند پسر باشعور هم نایاب شده" :)))))
اصن ولش کن پسراموقتأ اعتصاب کنین تا این دخترای از دماغ فیل افتاده بترشن اساسی..
*****
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﮔﺮﻭﻧﯽ ﺧﻮﺩش را ﺁﺗﺶ ﺯﺩ
6585تا ﻻﯾﮏ ﻭ 553ﺷﯿﺮ
ﻓﯿﺴـــﺒﻮﮎ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ :
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ ﮐﺸﻒﺩﺭﻣﺎﻥ ﺍﯾﺪﺯﺷﺪﻧﺪ
23600ﻻﯾﮏ ﻭ899 ﺷﯿﺮ
ﻓﯿﺴــﺒﻮﮎ ﮊﺍﭘﻦ :
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﻏﺬ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﺳﺎﺧﺘﻨﺪ
65880ﻻﯾﮏ ﻭ5338 ﺷﯿﺮ
ﻓﯿﺲ ﺑﻮﮎ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
دختره:لباسای عيدم اينقدقشنگنننننننننننxadنننننننننننننننxadنننننن!!!!!
1,558,680,950ﻻﯾﮏ ﻭ 56000ﺷﯿﺮ
آمار کشته ها و مجروحین رو دیگه روم نشد بگم
چقد بیچارن بعضیا
خداکه توی دل نباشه هوس بیچارت میکنه .
******
نیمه شب پریشب-گشتم دچار کابوس-دیدم به خواب حافط -توی صف اتوبوسگفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانمگفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالیگفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟گفتا : که می سرایم شعر سپید باری-گفتم : رقیب ، گفتا : اینبارکله پا شد
گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز
…
گفتم : بگو ، زمویش گفتا که مش نمودهگفتم : بگو ، ز یارش گفتا ولش نمودهگفتم : چرا ؟ چگونه ؟
عاقل شده است مجنون ؟گفتا : شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم : کجاست جمشید ؟ جام جهان نمایش ؟گفتا : خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم : بگو ، ز ساقی حالا شده چه کاره ؟گفتا : شدست منشی در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزلگفتا : که دست خود را بردار از سر دلگفتم : ز ساربان گو با کاروان غم هاگفتا : آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم : بگو ، ز محمل یا از کجاوه یادیگفتا : پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقیگفتا : که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟گفتا : به پست داده ، آورد یا نیاورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگیگفتا : که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم : سراغ داری میخانه ای حسابی ؟گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان هاگفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتی ؟
! گفتا : ندیده بودم هالو به این خرفتی
*****
برچسب:
نویسنده: علی