خرید بک لینک

طنز شهروندان مختلف در مواجهه با زورگیری!

- شهروند کارمند: زورگیران تمام سوراخ سمبه های جیب وبدن کارمند را می گردند، اما فقط قبض آب و برق و دفترچه قسط پیدا می کنند. شهروند کارمند حال ندارد واکنشی نشان دهد.

- شهرونددهه پنجاه: تا جایی که می تواند کتک می خورد اما پولش را حفظ میکند.

- شهروند دهه شصت: تا جایی که میتواند کتک میخورد و پولش را هم از دست می دهد.

شهروند دهه هفتاد: از داخل موبایلش، اپلیکیشن ضد زورگیری را فعال می کند. این اپلیکیشن با تقلید صدای یک مرد خشن ابتدا سعی می کند زورگیرها را بترساند و در همین حال به پلیس نیز زنگ می زند. متاسفانه نه زورگیرها انگلیسی بلد بودند و نه شماره تماس 911 به جایی وصل می شد.

********************

زن تندخویی از شوهرش می پرسه: عزیزم ، تو منو دوست داری؟
مرد میگه : خوب معلومه عزیزم ، اگه دوست نداشتم چطور می تونستم هر شب بیام خونه پیشت وقت و عمرم رو تلف کنم!!!

********************

سلام ، شنیدم پنج شنبه جشن نامزدیته ، خیلی خوشحال شدم . تبریک میگم.

ستاد پیشگیری از افسردگی دختران دم بخت

********************

بقیه در ادامه مطلب


********************

بزرگترین گناه؟ شوهر نداشتن
بزرگترین تفریح؟ شوهر سرکار گذاشتن
بزرگترین کار؟ شوهر تربیت کردن
بزرگترین شگفتی؟ شوهرعاقل دیدن
بزرگترین آرزو؟ داشتن مردی به اسم شوهر

********************

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم
دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه

********************
********************

بهانه ی دخترادر مقابل خواستگارا

: ۱ – فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی)

۲ – من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی)

۳ – من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره)

۴ – تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم گفتم بیا خواستگاری)

5– من برای تفاهم از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی گورتو گم کن زودتر برو)

۶ – دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )

********************

دخترحساس:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!

و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!

وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد .

وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .

وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.

همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند .

تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .

از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود

********************

پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید: کی بود؟ دختر جواب داد: یه خانمه طفلک شماره رو عوضی گرفته بود

********************

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 ساعت: 23:39

صفحه بندی

خبرنامه