


حجاب فقطپوشیدگی ظاهری از نامحرم نیست، بلکه در گفتار و رفتار هم
باید حجاب داشت که البتهدر معنای کاملتر انسان باید عفاف داشته باشد.
شاید برایبعضی ها حجاب فقط پوشیدگی ظاهری از نامحرم باشد
اما حجابواقعا همین است یا انواع دیگری هم دارد؟


حجاب فقطپوشیدگی ظاهری از نامحرم نیست، بلکه در گفتار و رفتار هم
باید حجاب داشت که البتهدر معنای کاملتر انسان باید عفاف داشته باشد
.
شاید برایبعضی ها حجاب فقط پوشیدگی ظاهری از نامحرم باشد
اما حجابواقعا همین است یا انواع دیگری هم دارد؟
الف) حجاب در ظاهر؛

استاد شهید مرتضی مطهری میفرمایند،لغت حجاب عمدتاً به معنای پرده
به کار میرود و همین هم باعث اشتباه برخی مبنی بردستور پردهنشینی زنان و دوری آنان از اجتماع از نظر اسلام شده است در حالی که اینکلمه به معنای پوشش نیز آمده است و علمای قدیم هم از واژهی «ستر» که
همان معنایپوشش دارد، استفاده میکردند. اینکه واژهی حجاب به معنای
پوشش زنان در قرآن نیامدهنیز موجب این تصور غلط- و به تعبیر بهتر بهانه و
دستآویز- شده است که حجاب دستوریقرآنی نبوده و ساخته و
پرداختهی برخی علمای دینی است اما با اندک بررسی فرد طالبحقیقت
به راحتی در مییابد که محتوای مدنظر از این واژه در بسیاری آیات قرآن
آمدهاست هرچند در فرهنگ اسلامی پوشش به طور کلی اختصاص به زنان
ندارد[1]
اما معنای خاص آن و پوشش بیشتر بهزنان اختصاص یافته است که این به
دلیل میل روانی زن به خودنمایی و خودآرایی است کهمیخواهد مرد را در
دام علاقه به خود اسیر سازد.
اسلام برای حجاب ظاهر حدود و شرایطیرا قرار میدهد. شهید مطهری در
کتاب «مسئلهی حجاب» از نظر علمی به استدلال پیرامون این حدود
میپردازدو نتیجهی آن چنین است: «بدون تردید پوشانیدن غیر وجه و کفّین
(گردی صورت و دستهاتا مچ) بر زن واجب است- عدم الزام در پوشاندن چهره و دستها تا مچ نیز به شرط آناست که از هر نوع آرایش و عوامل
جلب توجه و محرک و مهیج خالی باشد. در غیر اینصورت پوشاندن
همانها نیز لازم است و تذکر این نکته نیز به جاست که واجب نبودن
پوشش وجه و کفین بر زن دلیل بر جواز نگاه مرد به آنها نمیباشد؛ بلکه
اگر نگاهمرد از روی لذت بردن یا با ترس از ایجاد لغزش باشد قطعاً حرام
است حتی در موردمحارم.»
در مورد نوع پوشش ظاهر، قرآن توصیه بهنزدیک کردن جلباب دارد. جلباب،
جامه و لباس بزرگ و گشاد بوده (چادر مانند) که زنبا آن تمام لباسها و
سر و گردن خود را میپوشانده است. البته استفادهی زنان ازآن دو گونه
بوده است. برخی صرفاً به صورت تشریفاتی استفاده میکردند مانند برخی
بانوان چادری در عصر حاضر که با چادر بدن خود را نمیپوشانند و آن را رها
میکنند ووضع چادر سرکردن آنان نشان میدهد از اینکه مورد بهرهبرداری
چشمها قرار بگیرندامتناعی ندارند و در نوع دیگر، زن با مراقبت، جامهی
خود را به خود میگیرد و آنرا رها نمیکند که نشان میدهد اهل عفاف
است و این نوع حجاب که خود به خود دورباشیبرای نامحرمان ایجاد
میکند و ناپاکدلان را مأیوس میسازد، مطلوب و مورد تأییدقرآن است
یعنی نحوهی پوشش خوب زن نشان از نجابت و عفت اوست.
قرآن در مورد کیفیت پوشش، دستور دیگرینیز دارد: «و باید روسری خود را
بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند.»[2]
شهید مطهری به صراحت بیان میدارند کهدر این آیه، روسری خصوصیتی
ندارد، مقصود پوشاندن سر، گردن و گریبان است.منظور ایشان این است
که اگر روسری، سر و گردن را نپوشاند، استفاده از آن نشانهیرعایت
حجاب اسلامی نمیباشد و حجاب مد نظر قرآن تحقق نیافته است
.ب) حجاب در رفتار؛
استاد میفرمایند: «حرکات و سکناتانسان گاهی زباندار است. گاهی
وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن زن معنادار است و بهزبان بیزبانی
میگوید دلت را به من بده، در آرزوی من باش، مرا تعقیب کن. گاهی
برعکس با بیزبانی میگوید دست تعرض از این حریم کوتاه است.» این
کلام استاد درحقیقت همان است که امروزه در دانش روانشناسی از آن با
عنوان زبان بدن و رفتار یادمیکنند.
برایتحقق حجاب اسلامی علاوه بر پوشش ظاهری باید رفتار عفیفانه نیز
مکمل آن گردد. قرآندستور اکید به زنان دارد که از جلوهگری و خودنمایی و
حرکات و اعمال محرک و ناز دررفتار و حتی جلب توجه در نحوهی راه رفتن
خودداری کنند. اسلام زن و مرد را از خلوتبا نامحرم به شدت پرهیز میدهد
چرا که این رفتار جولانگاهی قوی برای شیطان فراهممیسازد هرچند نیّت
اولیهی آنان چیز دیگری باشد.
یکی دیگر از رفتارهای پرخطر در بحثحجاب و عفاف، چشم چرانی است
که قرآن به زن و مرد مؤمن امر میکند که نگاه خود راکاهش دهند یعنی
پلک چشم را به حالت نیم خفته درآورده و نگاه را به پایین انداخته و
چشمها را گشوده نگه ندارند و به یک نقطهی معین خیره نشوند؛ یعنی به
اصطلاح نظر استقلالی نیفکنند. البته این قانون دربارهینگاه به چهره است
که لازمهی گفتوگو میباشد پس نگاه به غیر چهره حتی با غض بصر
(کاهش دادن نگاه) نیز جایز نیست.
دراینجا نیز هر چند دستور متوجه زن و مرد (هر دو) میباشد اما چون غالباً
این بیماریدر مردان رواج دارد دستور بیشتر برای کنترل نگاه متوجه آنان
است تا خطری از اینناحیه متوجه آنان نگردد
رفتار دیگری که از آن بحث شده، دستدادن زن و مرد نامحرم است که
جواز آن در صورت حائل بودن جامه یا دستکش است، آن هممشروط به این
که تلذذ و ریبه در کار نباشد و دست را فشار ندهند در غیر این صورت بهطور
قطع حرام است و البته بزرگان در این موضوع احتیاط را بر ترک این رفتار
حتی باوجود شرایط میدانند.
رفتار واجب دیگری در قرآن که در رابطهبا رعایت عفاف و حجاب است،
مسئلهی «استیذان» میباشد. از نظر اسلام هیچ کس حق ندارد بدون
اطلاع واجازهی قبلی به خانهی دیگری داخل شود البته فلسفهی این حکم
غیر از موضوع ناموس وپوشیده بودن زن این است که هر کس در محل
سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگرانحتی دوستان نزدیکش از
آن مطلع گردند پس اختصاص به خانههایی که زن در آنها زندگیمیکند،
ندارد. فلسفهی این کار فراتر از فلسفهی حجاب است و شامل خانه و اتاق
محارم نیز میشود.
ج) حجاب در گفتار
قرآن کریم خطاب به زنان میفرماید:«مواظب باشید در سخن، نرمش و رقت زنانه و شهوت آلود به کار نبرید که موجب طمعبیماردلان گردد. به خوبی و شایستگی سخن بگویید..3
در این آیه دستور وقار و عفاف درکیفیت سخن گفتن را بیان میکند تا چه
رسد به محتوای حرف و سخن. بنابراین از نظراسلام هم باید حرف خوب زد
(و نه حرف تحریک کننده و مهیج) و هم باید خوب حرف زد (ونه با لحن
محرک).شنیدن صدای زن هم برای مرد حتی با رعایت موارد یاد شده از
جانب زنتنها در صورتی جایز است که تلذد و ریبه در کار نباشد
.
پینوشت:
[1] وجوب ستر عورت برای مردان و زنان، ر.ک(نور: 30).
[2] (نور: 31).
[3] (نور: 32).

برچسب:
نویسنده: علی