خرید بک لینک
جوک خنده دار, جوک های ضد مدرسه, طنز مدرسه, جوک مدرسه ای, ضد مدرسه, مطالب خنده دار, صندلی استاد, طنز دانش آموز, طنز روزهای مدرسه, خاطرات مدرسه من
گروه اینترنتی ایران ناز ، www.iraaz.info

جوک خنده دار, جوک های ضد مدرسه, طنز مدرسه, جوک مدرسه ای, ضد مدرسه, مطالب خنده دار, صندلی استاد, طنز دانش آموز, طنز روزهای مدرسه, خاطرات مدرسه من
.
شما یادتون هست بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المساعل بود
از اختلاص هم جرمش بیشتر بود !
وقتی جوابا رو میخوندیم همه جوابا مثل هم بود

====

من نمیدونم این بچه خرخون ها تو مدرسه و دانشگاه وقتی ازدواج کردن و بچه دار شدن از چه افتخاراتی میخوان واسه بچه هاشون تعریف کنن ؟!
آخه یه فرار از مدرسه ای ، یه کتک خوردن از ناظمی ، یه واحدهای پاس نشده ای یه دعوا و بزن بزنی ، یه چیزی باید باشه که با هیجان تعریف کنن ! والا!

===

این همه درس خوندیم بالاخره نفهمیدیم رابطه ی فیثاغورس با کی بود..
قضیه اش چی بود….!!! بالاخره چی شد …!!!
خیلی کلک بود




معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!

===
.
یادش بخیر لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت :(
.
.
.
یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !

====
.
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می فته

===

یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده

ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه
نمره انظباطو ۳ نمره کم میکنم/بزار بیای مدرسه پاتو قلم میکنم

ناظممون آزیتا ۶۰-۷۰ سالی داره/جورابای گندشو هر جا میره میارهاومد تا با جوراباش زهر چشی بگیره/اما نفهمید که پاش پشت یه چیزی گیره

یه میز دیگه افتاد مهمونا هو کشیدند/برای حل مشکل مارو جلو کشیدن
صابخونه ما دو تا رو از خونه بیرون انداخت/من موندمو آزیتا با ۴تا چشم حیرون

=====

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: دوشنبه 22 ارديبهشت 1393 ساعت: 2:20

صفحه بندی

خبرنامه