

این همه درس خوندیم بالاخره نفهمیدیم رابطه ی فیثاغورس با کی بود..
قضیه اش چی بود….!!! بالاخره چی شد …!!!
خیلی کلک بود

یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده
ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه
نمره انظباطو ۳ نمره کم میکنم/بزار بیای مدرسه پاتو قلم میکنم
ناظممون آزیتا ۶۰-۷۰ سالی داره/جورابای گندشو هر جا میره میارهاومد تا با جوراباش زهر چشی بگیره/اما نفهمید که پاش پشت یه چیزی گیره
یه میز دیگه افتاد مهمونا هو کشیدند/برای حل مشکل مارو جلو کشیدن
صابخونه ما دو تا رو از خونه بیرون انداخت/من موندمو آزیتا با ۴تا چشم حیرون
برچسب:
نویسنده: علی