خرید بک لینک
جوک های خنده دار جدید ۹۲


http://up.4ufun.ir/up/4youfun/Documents/jok99.jpg

جوک های خنده دار جدید ۹۲

یکی از استرسام وقتی تاکسی سوار میشم اینه که نمیدونم وقت مناسب برای دادن کرایه کِیه؟تا میام کرایه بدم
همش یارو داره سبقت میگیره یا میپیچه.

جوک های خنده دار جدید ۹۲

یه جوری همه دارن تند تند عروسی میکنن که آدم هول میشه فکر میکنه اگه تایه ماه دیگه عروسی نکنه مهلتش تموم میشه میسوزه





روى سنگ قبرم بزرگ بنویسید «تا حالا کجا بودى؟»


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

لقمان را گفتن ادب از که آموختی ؟
اونقد خودش رو زد، اونقد خودش رو زد که نگو….
گفت غلط بکنم دفعه ای دیگه به شما چیزی یاد بدم

جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

اگه میشد دانشمندا یه وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای
محسوب می شد !

جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج
بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟
میگه قهوه ترک اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!! icon neutral جوک های خنده دار مهر 92
حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا

جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال.
همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی
نمیرسه.

جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

دختره تو پروفایلش نوشته دوست داشتم اگر قرار بود شی باشم، قلم می شدم. اگر قرار بود حیوان می شدم
عقاب می شدم. اگر قرار بود حس می شدم، محبت می شدم…
بش گفتم اگه قرار بود آدم میشدی چی میشدی؟؟؟
کلی بد و بیراه بم گفت


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

من هنوزم در عجبم که قارچ خور چطوری با سرش آجرو می شکوند ولی وقتی به لاک پشت می خورد می مرد
؟!؟


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

من یه بار هشت صبح پاشدم که مثلا کامروا شم انقدر بی برنامه بودم که ساعت ده دوبار ه خوابیدم


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

ﻣﻦ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ
ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺮﯾﺨﺘﻦ
ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

اینقد صیغه ای نداشتم که…
طرز استفادشو نمیدونم
اول باید تو اب جوش بجوشونی !؟


جوک های خنده دار جدید مهر ۹۲

آدما سه دستهان:
۱٫ اونایی که میپرسن حقوقات چهقدره؟
۲٫ اونایی که میپرسن چرا ازدواج نکردی؟
۳٫ آدما



.
یادمه یه روز ﺩﺑﯿﺮ ﺭﯾﺎﺿﯿﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ گفت : ﺷﻤﺎﻫﺎﻡ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﮔﻞ ﮐﺎﺷﺘﯿﺪ ، ﺩﻓﻌﻪ ﺩﯾﮕﻪ …
ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ : ﺩﺭﺧﺖ ﻣﯿﮑﺎﺭﯾﻢ !
ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ به نفس ﮐﺎﻣﻞ ﺭﻓﺘﻢ بیرون !

.


بابام این ترم میگه یکمم بخونی بد نیستا ؟!
گفتم تو درس میبینی و من پیچشِ درس …
بابام ۱۰دقیقه سر تکون داد و اتاقو ترک کرد !




برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 2:43

صفحه بندی

خبرنامه