اگر لقمانامروز می خواست فرزندش را نصیحت کند چه می گفت:
فرزندم ! با رئیستزیاد گرم نگیر. برایت حرف درمی آورند.
پسرم! دانشگاهکسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت. پسرم! با كسی كهاز روزنامه فقط نیازمندیهایش را می خواند دوستی نكن.آدم بیكار و بی اراده ای است. پسرم! هیچ گاه ازدانشگاه های هاروارد، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد شهرخودت چشه؟
پسرم! شهر ماخانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون.اول اتاقت رواز این ریخت در بیار!
پسرم! با کسی کهشکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن.
پسرم!سخت ترینکار عالم ، محکوم کردن یک احمق است.
پسرم! گروهی، اگراحترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان در اماننخواهی بود.پس در احترام، اندازه نگهدار.
پسرم! در تاکسیبا تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن.
پسرم! دوستانت رابا یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغبگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز...
پسرم! قواعدرانندگی را بی خیال.فقط مواظب باش بهت نزنند.
پسرم! اگر کسانیاز سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن.
هان ای پسر! اهلهنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج وکسی را به خاطر مواضعشمرنجان. پسرم! بلوتوثتلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری.فرزندم!هیچ کس تنها نیست.
برچسب: نویسنده: علی تاريخ: پنجشنبه
18 ارديبهشت
1393 ساعت: 19:44