یکی از فامیلا فوت کرده بود!
سر مراسمِ خاکسپاری بودیم
که یکی دیگه از فامیلا همین جوری که داشت گریه میکرد
یهو گفت سابقه نداشت ابراهیم بمیره !
هر وقت تونستی از کنار یه دختر یا زن رد بشی و به جای این که مزخرفات بگی
بگی سلام بانو...
اونوقت میتونی اسم خودت رو بذاری مرد....وخیالت راحت باشه که ناموست در امنیت خواهدبود
و مطمئن باش که هنوز هستن دخترهایی که مرد بودن براشون مهمه و آهن پرست نیستن.

محمّدبن عثمان عَمْري1 ميگويد:
«از پدرم شنيدم كه در خدمت امام حسن عسكري(ع) بودم كه پدرم پرسيد:
اين سخن حق است كه پيامبر فرمودهاند:
من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهليةً»؟
فرمود: «آري، اين سخن درست است و هيچ ترديدي در آن نيست». همانطور كه شكي در روز بودن اين روز روشن نيست:
سپس پدرم عرض كرد: پس از اينكه شما رحلت كرديد، امام بعد از شما كيست؟
امام عسكري(ع) به نام مبارك حضرت ولي عصر(ع) اشاره كردو آنگاه فرمود:
او غيبتي طولاني دارد
كه در آن عدّهاي سرگردان،
گروهي هلاك
و دستهاي دچار ترديد ميشوند.2
این حدیث پیامبرص به روایتهای معتبر در صحیح بخاری ومسلم هم آمده است...
رسول مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: «من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية؛ هرکس بميرد در حالي که امام زمان خويش را نشناخته مرگ او مرگ جاهلي خواهد بود».
«من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية. هر که بميرد و بر گردن او بيعت با امامي نباشد، به مرگ جاهلي مرده است.» این حدیث شریف را در کتاب های صحيح مسلم، جلد 3، صفحه 1478 و السنن الکبرى بيهقي، جلد 8، صفحه 156 و مجمع الزوائد، جلد 5، صفحه 218 و مشکاة المصابيح، جلد 2، صفحه 1088 و شرح المقاصد في علم الکلام جلد 2، صفحه 275 مطالعه کردم.
در کتب دیگر بزرگان عامّه و پیروان ابوبکر و عمر از جمله:
مسند احمد بن حنبل، جلد 4، صفحه 96 و مجمع الزوائد، الهيثمي، جلد 5، صفحه 218 و مسند الطيالسي، صفحه 295 و الإحسان بترتيب صحيح ابن حبان جلد 7، صفحه 49 و حلية الأولياء، جلد 3، صفحه 22 نقل شده است که
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
«من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية؛ هر که بدون امام بميرد، به مرگ جاهلي مرده است.»
و یا در کتابهای مجمع الزوائد، الهيثمي، جلد 5، صفحه 224 و کتاب السنة، جلد 2، صفحه 489 نیز آمده:
«من مات وليست عليه طاعة مات ميتة جاهلية؛
هر که بميرد و اطاعت از امامي بر گردن او واجب نباشد، به مرگ جاهلي مرده است.»
"الباني" نیز بعد از نقل حديث ميگويد: إسناده حسن، ورجاله ثقات.
حاکم نيشابوري نیز بعد از نقل حديث در المستدرک على الصحيحين، جلد 1، صفحه 150 و جلد 1، صفحه 204 ميگويد: هذا حديث صحيح على شرط الشيخين.
و ذهبي نيز آن را تأييد کرده است.
بقیه در ادامه مطلب
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خطاب به ابوبکر و عمر فرمودند:
... من خدا و فرشتگان را شاهد مىگیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت کردهاید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد. به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرین خواهم کرد.
(صحیح بخاری، جلد ۶، صفحه ۲۴۷۴، حدیث ۶۳۴۶،
کتاب الفرائض، باب قول النبی. لا نورث ما ترکنا صدقة، تحقیق د. مصطفى دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة – بیروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷ و کتاب الإمامة والسیاسة، ج ۱، ص ۱۷، باب کیف کانت بیعة علی رضی الله عنه، تحقیق: خلیل المنصور، ناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت – ۱۴۱۸هـ – ۱۹۹۷م)
و نیز در کتاب صحیح بخاری، جلد ۴، صفحه ۱۵۴۹، حدیث ۳۹۹۸، آمده:
«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ ...
فاطمه بر ابوبکر غضب کرد و با وى سخن نگفت تا از دنیا رفت.»
حضرت زهرا سلام الله علیها جزو آیه تطهیر و آیه مودت بوده، و خشنودی حضرت از خشنودی خدا و غضب حضرت از غضب خدای متعال است،
بنابر این
آیا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله، پیرو ابوبکر و عمر بوده و آنان را امام خود می دانستند و یا اینکه امام خود را دیگری یعنی امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام می پنداشتند؟!
«اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله وعترتي اهل بيتي؛ کتاب خدا و اهل بيت (عليهم السلام) و عترتم را در ميان شما به عنوان يک ثقل و مايه گرانبها مي گذارم.» و این مطلب مهم در دو کتاب صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 1873 (چاپ جديد) و صحيح مسلم، جلد 7، صفحه 123 و صدها کتاب از کتب معتبر نزد عامه به آن اذعان شده است و مؤید فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله، آیه تطهیر است: (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا؛ جز اين نيست که خدا مى خواهد آلودگى را از شما اهل بيت بزدايد و شما را کاملا پاکيزه گرداند) 4 و مؤید دیگر فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه مودّت است که خدای متعال فرمودند: (قل لا اسألکم علیه اجراً الا المودة فی القربی؛ (اى پيامبر ما!) بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم در خواست نمى کنم، جز دوست داشتن نزديکانم (اهل بيتم)» و هر کس کار نيکى انجام دهد، بر نيکى اش مى افزاييم; چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگذار است) 5 که در تفسیر کشاف جلد 2 صفحه 339 و ذخائر العقبی صفحه 25 آمده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: (قُربی)، علی و فاطمه و فرزندان آنها علیهم السلام هستند و (مودّة فی القربی) یعنی از آنها محافظت کنید و آنها را یاری رسانید؛ علی و فاطمه و فرزندان آنانند.» بنابر این حضرت زهرا سلام الله علیها جزء اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده و طبق حدیث شریف کساء نیز محور اهل بیت علیهم السلام می باشند که عِدل و همتای قرآن معرفی شده اند و رسول خدا صلی الله علیه و آله جداگانه نیز درباره تنها یادگار خویش یعنی حضرت زهرا سفارش هایی نمودند و کتاب های مورد اعتماد عامّه نیز به صورت متواترآن را نقل کرده اند، از جمله آن کتب می توان به کتاب المستدرک علی الصحیحین جلد 3 صفحه 153، رقم 4730 اشاره کرد که حضرت خاتم النبیین محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند: «ان الله یغضب لغضبک ویرضی لرضاک ـ همانا خدای متعال از غضب و خشم تو خشمگين و غضبناک گشته و از رضايت و شادي تو شاد و خشنود مي گردد».
رسول خدا صلی الله علیه و آله، قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام (که مفسر و مبین قرآن مجید می باشند) را به حکم و امر خدای متعال برای امت خود به ارمغان آورده و آن دو (قرآن و عترت) را عِدل و همتای یکدیگر معرفی نموده و فرمودند:
===========
غيبت ولي عصر(ع) براي بسياري دشوار ميآيد و شكوك و شبهات اذهان بسياري را مسموم ميكند و عدّهاي ميگويند كه چگونه ميشود انساني بيش از هزار سال زنده بماند و گروهي سخن ميرانند كه از كجا معلوم است كه بيايد و كسان ديگر شبهادت ديگري، سادهتر يا پيچيدهتر را در اذهان ميپرورند و آن را ميپراكنند.دعا تنها مجموعهاي از الفاظ براي خواندن و درخواست كردن نيست، بلكه معارف عميق و درسهاي ارزشمندي در دعاي معصومان(ع) نهفته است كه فهم آنها و تأمّل در آموزههايشان ارزشمند علمي و عملي به بار ميآورد، چنانكه زراره در پي آن است با اين درس گرانقدر مشكل خويش را بگشايد.
براي شناخت مقام والاي امامت و شخصيّت منحصر به فرد امام عصر(ع) راههاي فراواني هست؛ بررسي دعاها و زيارتهايي كه از خود امام عصر(ع) رسيده است و يا فرموده امامان ديگر(ع) در بارة آن حضرت از بهترين اين راههاست.
همانگونه كه تأمّل در عبارات «نهجالبلاغه»، سخنان سيّد الشهدا(ع) از آغاز تا پايان حادثه كربلا، معارف بلند «صحيفة سجّاديه» گوياي برنامههاي امام علي، امام حسين و امام سجّاد(ع) اند و از ايجاد حوزههاي علمي و برگزاري مناظرات علمي برنامه صادقين(ع) استنباط ميگردد، از ادعية مأثور يا مرتبط با امام عصر(ع) برنامههاي ايشان فهميده ميشود؛ زيرا وقتي امامي دعا ميكند، علاوه بر مقتضيات دعا، ويژگيهاي امامت و وظيفة امام در برابر امّت و چگونگي پيوند امام با امّت و تأثير ملكي و ملكوتي امام را تشريح ميكند.
بر اين پايه، كسي كه ميخواهد وجود مبارك وليّعصر(ع) را بشناسد، بهتر است زيارتها و دعاهاي مرتبط با آن حضرت را به دقت بررسي كند، تا به حريم معرفت آن امام همام بار يابد.
از سوي ديگر، شناخت امام زمان(ع) مراتبي دارد كه تأثير گذاري آنها در زدودن غبار جاهليّت و پاك كردن گرد تحجّر و ارتجاع يكسان نيست؛ زيرا آثار هر مرتبه از معرفت در تبيين انتظار حقيقي و صحيح، با مرتبه ديگر متفاوت است؛ مثلاً شناخت شناسنامهاي امام عصر(ع) و دانستن تاريخ ولادت و زمان غيبت صغرا و كبرا و امثال آن، هرگز همانند معرفت معناي حقيقي امامت و شناخت حقيقت ولايت و انطباق انحصاري آن شخصيّت حقوقي در فلان شخص حقيقي نخواهد بود؛ همانطور كه براهين حدوث، نظم، امكان ماهوي، امكان فقري و نظاير آنها براي شناخت خدا راهگشاست؛ امّا آنكه خدا را با الوهيّت ميشناسد، بهترين راه معرفت خداوند را پيموده و خدا شناس خوبي شده است؛ و نظير اينكه هر چند شناخت رسول از راه معجزه [كافي است، ولي] مربته بالاي معرفت را تأمين نميكند؛ امّا آن كه رسول را با علم به رسالت ميشناسد، از معرفت آن حضرت به سبب معجزه بينياز ميشود؛ چرا كه وقتي معني الوهيت و رسالت فهميده شد، خداوند و رسول شناخته ميشوند.
در روايت كليني و صدوق است كه ولي امر با اين خصوصيّات شناخته ميشود: «اعرفوا الله بالله و الرسول بالرسالة و أولي بالامر بالمعروف و العدل و الاحسان؛ خدا را با خدا، رسول را با رسالت و اوليالامر را با امر كردن به معروف و عدل و احسان بشناسيد».4 امّا اين نقل كافي نيست، زيرا هرگز با صرف امر به معروف و عدل و احسان نميتوان ولي امر را شناخت، چون آمران به معروف و... بسيارند، به همين دليل در نقل ديگري فرمود: «... بالمعروف و العدل و الاحسان؛ ... با معروف و عدل و احسان».5 نه «بالأمر بالمعروف؛ امر كردن به معروف»، زيرا امام با معروف، عدل و احسان شناخته ميشود نه با امر به آنها، آن كه ولي خداست و ولايت امر را بر عهده دارد به دستور دادن به معروف، عدل و احسان بسنده نميكند بلكه سنّت او معروف و سيرتش عدل و سريرة او احسان است.
اگر كسي معروف شناس باشد، حقيقت آن را در وليّامر در مييابد. همانطور كه شناسندة عدل و احسان، عدل و احسان را در سنّت و سريرة و سيرة امام مشاهده ميكند و در مييابد كه او صاحب مقام ولايت است.
اللهم عجل لولیک الفرج
جهت تعجیل در فرج امام زمان(عج) صلوات
برچسب:
نویسنده: علی