
یک اتفاق عجیب
"سادیا صالح" دختری یمنی است که که در یکی از روستاهای این کشور زندگی می کند و دچار حالتی بسیار عجیب است. این دختر نمی تواند دچار احساسات شود زیرا با هر بار گریه کردن به جای اشک و آب از چشمانش سنگ خارج می شود...بقیه در ادامه مطلب...
+یک عقرب جان زایران حسینی(ع) در مسیر کربلا را نجات داد.
برای خواندن به ادامه مطلب بروید
خانواده هنرمند امیر جعفری

یک خبر
اشک چشم برای پاکسازی چشم است و سطح قرنیه را کاملا مرطوب می کند. اشک همچنین برای خارج کردم برخی سموم بدن لازم است. یکی از مهمترین مواقعی که اشک از چشم ها خارج می شود زمانی است که دچار حالات عاطفی و احساسی می شوید.
"سادیا صالح" دختری یمنی است که که در یکی از روستاهای این کشور زندگی می کند و دچار حالتی بسیار عجیب است. این دختر نمی تواند دچار احساسات شود زیرا با هر بار گریه کردن به جای اشک و آب از چشمانش سنگ خارج می شود.

این دختر 12 ساله این روزها دچار درد شدیدی است که هم از فشار اطرافیان و هم از ترس این سنگ ها سرچشمه می گیرد. این دختر هم اکنون در بیمارستان به سر می برد و پزشکان تنها توانسته اند سنگ های مختلف را از چشمش خارج کنند و درمانی برای آن نیافته اند.
حاصل هر بار گریه کردن این دختر نزدیک به 20 یا 30 سنگ تولید می کند که در اندازه های مختلف هستند و همگی از مجرای این دختر خارج شده و بیرون می ریزد. البته باید کسی در کنار سادیا باشد که سنگ ها را از روی چشم او بردارد تا مردمکش زخم نشود.
پزشکان این روزها به دنبال راهی برای درمان او هستند البته هیچ بیماری خاصی تا به حال روی این دختر بچه کشف نشده است و از این رو کار برای پزشکان بسیار سخت تر شده است. عده ای اعتقاد دارند دستگاه های داخلی مانند کبد یا صفرا می تواند مشکل را ایجاد کرده باشد.

بابک کودکی است که از زمان بدو تولد در مشهد رها شده و در 2 سالگی به عنوان یک کودک تربیت ناپذیر به بهزیستی تربت جام سپرده شد.
این کودک در این مرکز به شیوه و نوع خاصی نگهداری می شد. در 7 سالگی بابک زنی کمر همت بست تا او را از زندگی بی ثمرش نجات دهد.

با حضور این مادر دلسوز و زحمت هایش که شاید مقاومت را به زانو دربیاورد این کودک که جزء صدای نا مفهوم کلامی نمی دانست و جز سیاهی رنگی را نمی شناخت رفتارش تغییر کرد و توانست برای اولین بار به جامعه قدم بگذارد ولی این پایان ماجرا نبود.
روز گذشته بابک به همت یک پزشک نیکوکار نخستین عمل زیبایی صورتش را در تهران انجام داد تا ظاهرش نیز مثل باطنش مثل سایر کودکان ایران زمین انسانی شود.
دکتر هرمز پزشک زیبایی درباره بیماری این کودک که در اولین روز تولد توسط خانواده اش رها شد گفت: این یک نوع بیماری نادر است که شاید از هر 3 هزار کودک یک کودک به این بیماری مبتلا شود.

خانم شیخ احدی ناجی این کودک گفت: زمانی که این کودک را در سن 7 سالگی دیدم که چطور مورد بی توجهی اطرافیان است و در چه شرایطی به سر می برد؛ دلم سوخت و برای اجتماعی کردن این کودک عزم خودم را جزم کردم.
بر اساس این گزارش شیخ احمدی با یک سال و نیم تلاش شبانه روزی توانست از بابک یک کودک اجتماعی بسازد و راه او را برای رفتن به مدرسه هموار کند.
معلم مدرسه بابک گفت: این کودک از نظر عقلی سالم است و مانند ما بقی کودکان رفتار می کند و حتی از لحاظ ادب و بیان نیز جزو کودکان خوب مدرسه به شمار می آید.
رئیس مرکز توانبخشی تربت جام در این باره گفت: با بررسی هایی که انجام دادیم، متوجه شدیم که هوش این بچه مانند سایر کودکان و حتی بالاتر آنان است. به همین دلیل یک گروه کارشناسی تشکیل دادیم و اولین قدم ها برای آینده بابک برداشته شد.
وی ادامه داد: پس از بررسی های بیشتر پروتز های لازم و سایر نیاز های بابک از خارج از کشور خریداری شد و امسال این موارد تحویل گرفته شد و به مراکز مرتبط ارسال گردید.
گفتی است اولین جراحی زیبایی این کودک که به صورت رایگان بود در تهران و در مرکز فوق تخصصی 15 خرداد انجام شد و به گفته پزشکان بابک 13 مرتبه دیگر باید عمل جراحی انجام دهد تا چهره مشابه سایر کودکان داشته باشد.
بابک قبل از سفر به تهران به دیدار امام هشتم رفت و در حالی که پرچم سیدالشهدا را در آغوش گرفته بود، در خواست کرد تا خود و دوستانش بتوانند یک زندگی مثل سایر کودکان داشته باشند.
یک عقرب جان زایران حسینی(ع) در مسیر کربلا را نجات داد.
امدادهای غیبی الهی
زایران ایرانی که امسال در مسیر عشق حسینی حرکت می کردند، گزارش دادند: یک زن که به نظر می رسید خسته است، برای استراحت وارد یکی از خیمه های کنار جاده شده و به خواب عمیق و طولانی فرو رفت.
طولانی شدن خواب این زن باعث شد تا دیگران به سمت این زن آمده و او را صدا زدند اما او هیچ جوابی نداد و اینگونه بود که زائران متوجه شدند وی مرده است. اما دقایقی بعد در کنار جنازه این زن عقربی را پیدا کردند که آن نیز مرده است و متوجه شدند که این زن توسط نیش عقرب گزیده شده و مرده است.
پس از این اتفاق زنان زائر که سعی داشتند جسد وی را از خیمه بیرون ببرند، احساس کردند که جسم عجیبی بر روی شکم زن قرار دارد و هنگامیکه لباس وی را کنار زدند متوجه وجود کمربندی انفجاری شدند که به دور کمرش بسته شده بود. و بدین وسیله در معجزه ای عجیب جان ده ها زائری که در آن زمان به سمت حرم سیدالشهداء در حرکت بودند نجات پیدا کرد.
پس از کشف کمربند انفجاری، نیروهای امنیتی خود را به محل رساندند و به راحتی و بدون هیچ تلفاتی آن را خنثی کردند.
برچسب:
نویسنده: علی