چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی؟
یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی
فرشته دوست داشتنی بهارمبارک!
==
فرار از دست پلیس

بانـوے سرزمینم ...
ارزش خودت را بداלּ!!!
بداלּ ڪه " تـو " قرار است
شیرﻴלּ, لیلے , پرنسس و تمام هستے یڪ مرد باشے !
قرار است چشمانت گرما بخش مردے باشد ...
قرار است آغوشت لطیف ترﻴלּ جایگاه مردے باشد ...
قرار است موهایت نوازش گر بی خوابی هاے مردے باشد ...
قرار است شخصیت اوج غرور مردے باشد ...
" پس لطفا مراقب خودتباش "
آهاےدخترڪ!!!!!
روے ﺪلت چادر بڪش...
اینجا به اندازه اے ڪه " مرد" ندارد ، نامرد دارد....!!!!
به بسیاری از مرداטּ وپسران اینجا نگاه مڪن...اسمشاטּ مرد است.
من اگر خوردم زمین به نامردے همین مرداטּبوﺪ...
زمین مرد بود که مرا بلندڪرﺪ...خودت را زمین بزטּ اما دستمرداטּ اینجارا نگیر...
============
آن روز که زنگ دنیا میخورد دیگر نمیشود ...تقلب کرد و سرشخصی کلاه گذاشت ...
خداکند آنروز که زنگ دنیا میخورد ...
روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند ...
خداکند حواسمان بوده باشد ...
و زنگ های تفریح آنقدر درحیاط نمانده باشیم که حیات را ازیاد برده باشیم ...
خداکند دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم ...
وسعی مادر این بوده باشد که نیکی ها وخوبی ها را درآن نقاشی کنیم و ...
بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست .....
چراکه ترسیم عشق حقیقی دردفتری دیگر است ....
برچسب:
نویسنده: علی