درامتحانات گذشته بابام هویج خریده گذاشته جلوم می گه کوفت کن، مخت که تعطیله لااقل بخوای تقلب کنی روز
امتحان چشات خوب کار کنه!!!
====
مورد داشتیم پسره هدفش از مدرسه رفتن فقط این بوده که
یاد بگیره اسم و فامیلیشو بنویسه
ولی از ترس سربازی الان درحال کار روی پایان نامه دکترای تخصصیشه
====
1.قبل از ازدواج خيلى خوب فكر كنید
2.بعد از ازدواج ديگه اصلا فكر نكنيد چون اگر به توصيه اول خوب توجه ميكردى الان كارت به اينجا نميكشيد سرتو بنداز پائين زندگيتو بكن ديگه اتفاقيه كه افتاده

یه استاد دانشگاهی بود هر سری میومد سر کلاس به دختر خانمها تیکه می انداخت. یه روز دخترا تصمیم گرفتن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون...
قضیه به گوش استاد رسید
(میدونیدکه توسط عده ای از آقا پسرهای جان بر کف!!!!)
جلسه بعد استاد کمی دیر اومدسر کلاس و برای توجیه دیر آمدنش گفت:از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده تعجب کردم رفتم جلو پرسیدم چی شده؟ دخترا گفتند:با کارت دانشجویی شوهر میدن!!!
دختر خانوم ها پاشدند که برن بیرون استاد گفت کجا میرید؟ وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود!تمام کلاس رفت تو هوا!!!!!!
===
توصیه بابام به من موقع رانندگی
سر کوچه ها یواش تر بپیچ ؛
شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد.!
===
روی صحبتم با اون شاعریه که میگه :
زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی
من موندم این که اینقدر تلاش کرده که نبینه چرا خودشو لو میده ؟
=====
برچسب:
نویسنده: علی