
بهش گفتن یه رفتار بچه گونه از خودت نشون بده...!!!
.
.
شلوارشو خیس کرده....!!!
=====
نترسیم از کسی که هزار کتاب دارد
و هر روز یکی را میخواند...!
ترس از ادم هایست که یک کتاب دارند
وآن را مقدس میدانندو هیچگاه نمیخوانند
===
خروج از مدرسه :"فرار ازاردوگاه جهنمی"
غیبت معلم :"روز فرشته"
دعوابا مبصر کلاس :"بازی با مرگ"
پای تخته :"قتلگاه"
گذشتن ازکنار ناظم :"عبور ازمیدان مین"
امتحان :"آتش در خرمن"
دفتر مدرسه :"بازداشت گاه
یه روزی میاد که
.
.
.
.
.
انیشتن رو از تو گور بلند میکنن میگن بگو عضو قلم چی بودم!!!
====
یارو برای بار چهارم میره پیش گیشه و بلیط میخره. بلیط فروش بهش میگه چی شده چرا شما چهار دفعه بلیط خریدین. یارو میگه : آخه هر دفعه که میخوام برم تو سینما اون یارو بلیط مو میگیره پاره میکنه
===
ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﺯﺩﺑﻬﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﻔﺖ ﭼﯿﺰﯾﺘﻮﻥ ﺷﺪﮔﻔﺘﻢ ﭖ ﻥ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻭ ﺍﻟﮑﯽ ﺯﺩﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺩﺍﻭﺭ ﭘﻨﺎﻟﺘﯽ ﺑﮕﯿﺮﻡ. بهش بر خورده و میگه ﺑﺎﻧﻤﮏ ﯾﻌﻨﯽ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢ ﺍﻣﺒﻮﻻﻧﺲ ﺑﯿﺎﺩ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭖ ﻥ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ ﻋﺎﺩﻝ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﭘﻮﺭ ﺑﺎ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﺵ ﺑﯿﺎﻥ ﺻﺤﻨﻪ ﺭﻭ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﻨن
====
اعتراف میکنم ...
سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون
که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم!!!!!!
===
برچسب:
نویسنده: علی