
زبان انگلیسی =19
زبان فارسی =۱۳
که اسم خوانندش " صمد مرید الحمار فخر جاوید کباکیه یالقوزفر " بود
اسم آهنگشم " من قاشقِ دهنیِ تورو نمیکنم تو دهنم "
====
شعار22بهمن سال بعد: دخترها:ای والله ای والله/مرغ نمی خوایم بوالله/شوهر میخوام به ولله پسرها:دعا کنید نمیریم/یه وام خوب بگیریم/همتونو میگیریم
«یعنی دوس پسر نداری؟!! »
انگارپاکی وسعادت نداره!!!!
یک روز یک پسر و دختر جوان دست در دست هم از خیابانی عبور میکردند جلوی ویترین یک مغازه می ایستند وارد مغازه میشوند دختر پالتو را امتحان میکند و بعد از نیم ساعت میگه که خوشش اومده
===
دختر:وای چه پالتوی زیبایی
پسر: عزیزم بیا بریم تو بپوش ببین دوست داری؟
پسر: ببخشید قیمت این پالتو چنده؟
فروشنده:360 هزار تومان
پسر: باشه میخرمش
دختر:آروم میگه ولی تو اینهمه پول رو از کجا میاری؟
پسر:پس اندازه 1ساله ام هست نگران نباش
چشمان دختر از شدت خوشحالی برق میزند
دختر:ولی تو خیلی برای جمع آوری این پول زحمت کشیدی میخواستی گیتار مورد
علاقه ات رو بخری
پسر جوان رو به دختر بر میگرده و میگه:
مهم نیست عزیزم مهم اینکه با این هدیه تو را خوشحال میکنم برای خرید گیتار میتونم
1سال دیگه صبر کنم
بعد از خرید پالتو هردو روانه پارک شدن
پسر:عزیزم من رو دوست داری؟
دختر: آره
پسر: چقدر؟
دختر: خیلی
پسر: یعنی به غیر از من هیچکس رو دوست نداری و نداشتی؟
دختر: خوب معلومه نه
یک فالگیر به آنها نزدیک میشود رو به دختر میکند و میگویید بیا فالت رو بگیرم
دست دختر را میگیرد
فالگیر: بختت بلنده دختر زندگی خوبی داری و آینده ای درخشان عاشقی عاشق
چشمان پسر جوان از شدت خوشحالی برق میزند
فالگیر: عاشق یک پسر جوان یک پسر قدبلند با موهای مشکی و چشمان آبی
دختر ناگهان دست و پایش را گم میکند
پسر وا میرود
دختر دستهایش را از دستهای فالگیر بیرون میکشد
چشمان پسر پر از اشک میشود
رو به دختر می ایستدو میگویید :
او را میشناسم همین حالا از او یک پالتو خریدیم
دختر سرش را پایین می اندازد
پسر: تو اون پالتو را نمیخواستی فقط میخواستی او را ببینی
ما هر روز از آن مغازه عبور میکردیم و همیشه تو از آنجا چیزی میخواستی چقدر ساده
بودم نفهمیدم چرا با من اینکارو کردی چرا؟
دختر آروم از کنارش عبور کرد او حتی پالتو مورد علاقه اش را با خود نبرد
وهوسها ودوستیهای ناشایست گاهی چه زندگیها وسعادتها وامیدهارا نابودمیکند

هرزگیها را عشق ننامیم
عاقلانه ترین کلمه*احتیاط*است....حواس راجمع کن
==
دست وباگیرترین کلمه*هال وهول*است....مواظب باش مانعت نشود
==
تاریکترین کلمه*نادان*است....انرابانور علم روشن کن
==
کشنده ترین کلمه*اضطراب*است....انرانادیده بگیر
==
بی ارزش ترین کلمه*انتقام*است....بگذاربگذرد
==
رساترین کلمه عفت و پاکی است....سرش بمان

برای همیشه فراموش کن

برچسب:
نویسنده: علی