شعرهای بسیار خنده دار وطنز

تو نمره ی روی اسکناسم هستی مشغول روفو بر این لباسم هستی بانو! تو بگو چرا در شب عید در فکر نیاز بی اساسم هستی؟!
===
تلویزیون
چپ و راست
طرز صحیح خوابیدن را آموزش میدهد
بقول دکتر شریعتی
من عاشق آن آموزگارم
که طرز درست بیدار شدن را
اي كه از دولت تو دزد و گدا بسيار است
رفتي و پشت سرت دست دعا بسيار است
نه فقط روي سر مردم ما جا داري
تو به هر جا بروي، بهر تو جا بسيار است
بقیه در ادامه مطلب
از غیر تو بی نیاز کردند مرا
با عشق تو هم تراز کردند مرا
تا فاش شود فقط تو در قلب منی
جراحی قلب باز کردند مرا ...!
===
قاطی کردن میرزاعبدالطمع
من اگر قاطی کنم نا جور قاطی می کنم
مثل آن قصاب با ساطور قاطی می کنم

کاریکلماتور
اعداد درشت، با صفرها رشد می کنند.
*آن هايي که زبانشان دراز است، شخصيتي کوتاه دارند.
* حرف های خام به مغزم صدمه می زند.
* آرشيو سکوت پر است از فريادهای منزوی!
* آدم پرچانه سکوت را بيهوش می کند.
* در عکس دو نفره ما جای تو هميشه خالی است.
* اگر ديوار نبود از دست اين آزادی به کجا پناه می بردم!
* مدعي بود که جواني امروزي است، ولي مادرش مي گفت که شب به دنيا آمده است.
===
اي كه از دولت تو دزد و گدا بسيار است
رفتي و پشت سرت دست دعا بسيار است
نه فقط روي سر مردم ما جا داري
تو به هر جا بروي، بهر تو جا بسيار است
نفت هم رفت، ولي سفره ما باقي باد!
خانه را روغن اگر نيست، صفا بسيار است
حرص عادي شدن رابطه كمتر بخوريد
خاصه وقتي كه در آن ناز و ادا بسيار است
شخص مذكور نشد، دولت همسايه كه هست
باده پيش آر كزين رابطهها بسيار است
از خلوص عمل وی همين فهميدم
راههاي نرسيدن به خدا بسيار است
هست در مجلس ما چند صدايي. يعني:
موقع حرف زدن، جيغ و صدا بسيار است
ما به خود رحم نداريم، حواست باشد
از تو - اي غير خودي! - كينه ما بسيار است
طبق فرمايش ما باش كه آسوده شوي
ورنه هر كار كني، چون و چرا بسيار است!
===
با اینهمه وعده و وعیدت چه کند؟
با دولت تدبیــر و امیــدت چه کنــد؟
محمود، هزار قفل بر جای گذاشت
با اینهمه قفل، یک کلیدت چه کند؟
====
با اينكه چنين پر بركاتيم همه
وابسته به بانك صادراتيم همه
اي ضامن معتبر بيا ياري كن
ما منتظر ثبت براتيم همه
اینسان که از این قرض به وام افتادیم
مشمول گذشت سنواتیم همه
برچسب:
نویسنده: علی