
مورد داشتیم پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد بشه
بهش گیر دادن که چادرت کو ؟
===
من فلج به دنیا اومدم ولی به زندگی امید داشتم
تا اینکه سرطان خون گرفتم و شش ماه بعد فهمیدم ایدز دارم !
از وقتی تو آزمایش آخرم فهمیدم هپاتیت دارم ،
کاملا دپرس شدم تا این که کفش تن تاک خریدم
دیگه از ایدز و سرطان خبری نیس !
تازه قراره تو مسابقات دوی استقامت هم شرکت کنم !قبلنا دخترا تا لیسانس میخوندن و یکیو پیدا میکردن
الان بعضیاشون میبینن خبری نیست ارشد هم میگیرن
حالا نتیجه میگیریم هر چی دخترا ترشیده تر میشن،سطح علمی کشور بالاتر میره....
=====
هموطن گرامی پدرمون رو درآوردی!
عاقا جون به شما سبد کالا تعلق نگرفته ؛ خدا شاهده اگه یکبار دیگه به5000499 پیامک بزنی
یارانه ۴۵۵۰۰تومانی شماهم قطع خواهدشد!!
دختر خانومی که خوشگل میکنی عکس میذاری تو فیسبوک
یکی میاد میگه = به به چه خوشگل
یکی دیگه = زیبا بودی زیباتر شدی عزیزم
یکی دیگه = وااای خدا چه گلی شدی
یکی دیگه = چه خوشتیپی گلم
و همین طور تا آخر
آیا تا حالا شده کسی بیاد بگه چه باشعوری ، چه درک بالایی داری ...
تا حالا شده کسی خودتو بخاطر خودت بخواد نه جسمت...
یکی جسمشو تو خیابون میفروشه
یکی هم عکسشو...
====
داشتیم فوتبالیستا رو نگاه میکردیم
لامصب سوباسا تو دلش گفت: ما باید این بازی رو ببریم
بعد میزوگی از بین تماشاگرا بلند شد، گفت: درسته سوباسا!
===
آقا من قصد دارم کتابی تحت عنوان آداب مهمانی رفتن منتشر کنم،
حقیقتشو بخواهین نکات زیادی هست که باید بهشون اشاره بشه
ولی مهمترین نکته اش اینه که:
لعنت به مهمانی که بی موقع وبدون خبردادن بیاید..
برچسب:
نویسنده: علی