
اینجوری که صداوسیما داره پیش میره
در هفته های آینده باید شاهد پخش قرعه کشی
شرکت لیف حمام هم
تو شبکه 3 باشیم !
===
بابامامروز برگشت گفت پسرم تو هیچ خری نشدی ولی از یه چیزت راضی هستم.
من گفتم از چی؟
برگشت گفت مطمئنم حتما میری بهشت
اگه اینجور ادامه بدی همیشه آنلاینی وتو اینترنتی و اصن فرصت گناه نداری
===
این روزها
کم کم رابطه ها بوی عرق....
دل نوشته ها بوی سیگاروقلیان می دهند ....
نسل امروزه
حماقت می كنند یا فحشا..!!!!؟
نسل من
آرام می شوند یا خمار..!!!!!؟
نسل من خودش راباخته ...
نسل من باگناه خودش را سوخته...
ودشمن چه آسوده تماشا میکند تا آرام آرام به ذلت بیفتیم...
ماهواره اش یک بمب اتم است...
وفسادش درفضای مجازی هر روزه هزاران نفر را قتل عام میکند اما خاموش وشیرین...
ولنتاین ومخاطب خاص ودوستیهای پسرو دختر
یک توطئه ی جنایتکارانه است
تا ما را از خدایمان دور سازند ودر پستی وگناه ذلیلمان کنند..
وآنگاه کام خود برانند...
===
شاعر پاکستانی میفرماید:.آنچه خوبان را رساند نزد یــــــار
انفجار است انفجار است انفجـــــــار

تو فیس بوک دختره نوشته:
شما بیشتر شبیه اون چیزی میشوید که به آن فکر میکنید!
یه پسره هم زیرش براش کامنت گذاشته :
اگه اینطوری باشه من تا الان باید صد بار شبیه اون کلیپس وحشتناکت میشدم
==
طنز : ما ایرانیا !!!!
ميگن يه روز جبرئيل ميره درگاه خدا گلايه ميکنه که: آخه خداجون، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون!
به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مزخرف مارک دار و آنچنانی ميخوان!
هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جايی نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد!
من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است!
من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن .
خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، مخلوقات من هستند وبهشت به همه مخلوقات من تعلق داره. اينها هم که گفتی،هنوز خيلی بد نسيت!
برو يک سری به شيطان بزن تا بفهمی درد سرواقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيغامگير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟
شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه...
اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن! هر روز چهارشنبه سوری و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!
جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!
برچسب:
نویسنده: علی
تاريخ: چهارشنبه
7 اسفند
1392 ساعت: 10:52