طنز ادبی
گران جانی بی ادبی می کرد ، عزیزی او را ملامت نمود . او گفت : چه کنم ؟ آب و گل مرا چنین سرشته اند. گفت : آب و گل را نیکو سرشته اند ، اما لگد کم خورده است !
فست فود !


پشت صحنه همه فیلم ها هنرپیشه ها با هم دوستن !


اتوبوس رانی تهران سال 1335



برچسب:
نویسنده: علی