خرید بک لینک

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


روزى جوانى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آمد و باكمال گستاخى

گفت : اى پیامبر خدا آیا به من اجازه مى دهى زناكنم ؟

با گفتن این سخن فریاد مردم بلند شد و از گوشه كنار به اواعتراض كردند، ولى پیامبر با كمال ملایمت و اخلاق نیك به جوانفرمود:

نزدیك بیا، جوان نزدیك آمد و در كنار پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم نشست . پیامبر از او پرسید:

آیا دوست دارى كسى بامادر تو چنین كند؟ گفت : نه فدایت شوم .

فرمود: همینطور مردم راضى نیستند با مادرشان چنین شود.

بگوببینم آیا دوست دارى با دختر تو چنین كنند؟ گفت : نه فدایت شوم.

فرمود: همینطور مردم درباره دخترانشان راضى نیستند.

بگو ببینم آیا براى خواهرت مى پسندى ؟

جوان مجددا انكار كرد(و از سوال خود پشیمان شد).

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دست بر سینه او گذاشت و درحق او دعا كرد و فرمود: ((خدایا قلب او را پاك گردان و گناه اورا ببخش و دامن او را از آلودگى بى عفتى حفظ كن ))
از آن به بعد، زشت ترین كار در نزد این جوان ، زنابود.

بقیه در ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 22 بهمن 1392 ساعت: 20:29

صفحه بندی

خبرنامه