خرید بک لینک
بدون شرح!!!

!
.jpg

به بابام میگم نونوایی قیامت بود،
میگه: یعنی شلوغ بود؟!
گفتم : نه جون عمم! گناهکار ها رو می انداختن
توی تنور و به نیکوکارا نون مجانی می دادن!!!

****

یارو میره انجمن اهدای عضو
جو گیر میشه و همه رو تیک میزنه
بعد از مرگش،
به خانواده اش یه شلوار کردی گشاد و یه مشت سبیل تحویل میدن !

 خالی پر کنید.jpg

یه بار تو تاکسی از سر حجب و حیا، خودمو چسپوندم به در تا نخورم به دختره
دختره لات!! گفت: آقا این مسخره بازی ها چیه درست مثل آدم بشین دیگه!
آدم نمیدونه باید چیکار کنه
از دست این اشرار منحرف شهری !
که ایمان و حیارو میدزدن!

*****

تو یه کم بمیر اگه بد بود برگرد .....!!!

آخرین ترفند عزراییل برای راضی کردن یک پیرمرد 120ساله=))

بقیه در ادامه مطلب



تمسخر
تو کوچه ترقه انداختن ، پیرزنه دم در واستاده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد،
دو دیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی !!
پیرزنه گفت قربون قد و بالات مادر مواظب باش !!
****

دروغ گویی

امتحان پاکی وسلامت شوهر:

زنه یه سیم كارت میخره میخواسته شوهرشو سورپرایز كنه.از تو آشپزخونه به شوهرش اس میده:سلام عزیزم خوبی؟؟شوهرش جواب میده سلام گلم خودم بهت زنگ میزنم الان عنتر خانم تو آشپزخونس:)))))

****

خارجیا که نمیتونن درخت کریسمس رو بخورن واسه چی تزیینش میکنن؟ ما تا اخرین بازمانده هفت سینو میخوریم!!


****
موفقیت


روزى جوانى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آمد و باكمال گستاخى گفت : اى پیامبر خدا آیا به من اجازه مى دهى زناكنم ؟
با گفتن این سخن فریاد مردم بلند شد و از گوشه كنار به اواعتراض كردند، ولى پیامبر با كمال ملایمت و اخلاق نیك به جوانفرمود:
نزدیك بیا، جوان نزدیك آمد و در كنار پیامبر صلى الله علیه وآله و سلم نشست . پیامبر از او پرسید: آیا دوست دارى كسى بامادر تو چنین كند؟ گفت : نه فدایت شوم .
فرمود: همینطور مردم راضى نیستند با مادرشان چنین شود. بگوببینم آیا دوست دارى با دختر تو چنین كنند؟ گفت : نه فدایت شوم. فرمود: همینطور مردم درباره دخترانشان راضى نیستند.
بگو ببینم آیا براى خواهرت مى پسندى ؟ جوان مجددا انكار كرد(و از سوال خود پشیمان شد).
پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم دست بر سینه او گذاشت و درحق او دعا كرد و فرمود: ((خدایا قلب او را پاك گردان و گناه اورا ببخش و دامن او را از آلودگى بى عفتى حفظ كن ))
از آن به بعد، زشت ترین كار در نزد این جوان ، زنابود.

****
ابن سیرین جوانى بسیار زیبا و خوش تیپ بود و بهشغل بزازى مشغول بود. زنى عاشق او مى شود از او مى خواهد تاپارچه هائى را از او بخرد به شرط آنكه به منزلش بیاورد تاپول را هم به او بدهد.
چون وارد منزل آن زن شد، زن درب خانه راقفل مى كند و از او مى خواهد كه با او زنا كند. او در جواب مىگوید: پناه به خداى مى برم و در مذمتعمل شنیع زنا مطالبى مى گوید.
حرفهایش در زن تاءثیر نكرد، تصمیم گرفت با حیله اى خود رااز این بلا نجات بدهد. به زن مى گوید: پس اجازه بدهاول مستراح بروم تخلیه كنم بعد بیایم ، زن همقبول مى كند چون به مستراح رفت خود را به مدفوع آلوده مى كندو نزد زن مى آید. چون این هیبت قبیحه را زن مى بیند بدش مى آیدو ابن سیرین را از خانه اش بیرون مى نماید. خداوند به خاطراین ترك زنا، علم تعبیر خواب را به او عطا كرد.
******
در زمان حضرت یحیى پیغمبر پادشاهى بود به نام ((هیرودیس)) كه به یحیى علاقه مند و او را مردعادل ، و رعایت حال او را مى نمود.
وقتى پادشاه با زنى زانیه رابطه داشت آن زن كه كمى پیر شددختر خود را آرایش كرد و نزد شاه جلوه مى داد تا عاشق او شد،خواست با او ازدواج كند. از یحیى پیغمبرسوال كرد ایشان طبق دین مسیح آنرا جایز ندانست . از اینجا كینهیحیى به دل زن رسوخ كرد.
مادر دختر وقتى پادشاه را مست شراب دید، دختر را آرایش كردهبنزدش u200d فرستاد و پادشاه از او كام خواست او گفت : به شرطآنكه سر یحیى را از بدنش جدا كنى و شاهقبول كرد بدستورش سر از بدن یحیى جدا كردند.
طبق نقل دیگر پادشاه قصد داشت با دختر خواهر یا دختر برادرشبه نام ((هیرودیا)) ازدواج كند كه یحیى نهى كرد، و حاجت دختراز پادشاه قتل یحیى بود.
امام باقر فرمود: قاتل یحیى فرزند زنا بود همانطور كهقاتل على علیه السلام و حسین بن على علیه السلام زنازادهبودند.
چون یحیى به قتل رسید، خداوند بخت النصر (یا كردوس ازپادشاهان بابل را) بر بیت المقدس مسلط كرد و هفتاد هزار نفر ازآنان را كشت تا خون یحیى از جوشش ایستاد.(413)

*****

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: شنبه 19 بهمن 1392 ساعت: 1:58

صفحه بندی

خبرنامه