خرید بک لینک

درد دل با امام مهربانیها:

دلم برات تنگه آقا- ای عزیز دل زهرا س

چرا تو منو میبینی اما من نمیتونم تورو ببینم؟(متی ترانا ولا نراک...)

تو امام زمان منی .پس بهمن نگاهی بینداز تا الهی شوم .

فدات بشم آقاجونم ...

دلم برات تنگه آقا

===

جوان گفت:« زیارت بخوان»

پیرمرد گفت:« سواد ندارم»

جوان شروع کرد به خواندن ٬ سلام داد به معصومین تا امام عسکری (ع) -پرسید:« امام زمانت را می شناسی؟»

پیرمرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»

گفت:« پس سلام کن»

مرد دستش را روی سینه اش گذاشت: «السلام علیک یا حجه بن الحسن العسکری»

جوان لبخند زد: « و علیک السلام و رحمه الله و برکاته»

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 4 بهمن 1392 ساعت: 2:53

صفحه بندی

خبرنامه