خرید بک لینک
حس بعضیا وقتی در حال خوندن هستن !!!!

http://persian-star.net/1392/2/2/PicDidani/26.jpg

[عکس: f31240eaa5dddc38c94bc7a3e8d827f3-430]

طرف اسم بچش رو گذاشته محمد کوروش!!!


معلومه یه دلش مدینه است ، یه دلش


پاسارگاد

*****

تا حالا نشـده که ما از يکـي بپـرسيـم چنـد سالتـه - نگـه چنـد ميـخــوره ؟

********

یه دوست چینی داشم !

ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩتش تو ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ رفتم و کنار تختش ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪم... دوست چینیم ﺑﻪ من ﮔﻔﺖ:

ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻥ ﻭ ؛ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩ..!!

ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩم...!

و در اون جا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم و اون مرد چینی به من گفت

ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ ای قاتل !!!

****

پسره با فردمورد ازدواجش رفتند آزمایش خون، گروه خونیشون بهم نخورده…

زنگ زدم بهش میگم چی شد؟

بجای اینکه دردِ دل کنه میگه:صبر میکنیم تا سال دیگه یه بار دیگه آزمایش میدیم !!!!؟؟؟؟

گفتم : بعله ! حتمأ ! صددرصد !خودتو اسفند کن آی کیو ! شاید ایندفه شانستون زد افتادیدتو یه گروه خونی آسونتر صعود کردید مرحله بعد!


Smiley animation smsplz com 53 سری هشتم تصاویر شکلک های بزرگ

*********

....

بچه که بودم همسایمون سگ داشتن هر وقت واق واق می کرد منم صداشو تقلید می کردم جوابشو می دادم

تا اینکه یه بار زن همسایه از مامانم سراغ سگی که صداش از خونه ما میاد و گرفت واسه جفت گیری با سگش ....

مامان منم اومد خونه یه بلایی سرم آورد که دیگه فقط صدا ماهی در اوردم از اون به بعد!!!!

******


یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن!
مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه.
رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه.
مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!

****

-اسمت چیه؟
+اسم من مایع دستشوئیه فومه!!
قیافه من بعدازدیدن این تبلیغ:|
آخه این چه تبلیغیه!
من توآمپاس شدید روحی قرارگرفتم اونم نه آمپاس ! آمپااااااااااااس.....

*******

رفتیم شهرستانمون خونه یکی از فامیلا،
ناهار آوردن مرغ بود من گفتم بابا راضی به زحمت نبودیم...

فامیلمون بر گشته میگه چه زحمتی

چارتا مرغ داشتیم سه تاشو سگ خورد

یکیشم درست کردیم شما بخور!

*****

مرگ خبر نمیکند=حادثه ها گاهی هشدارند !!!

[عکس: 0.865664001347177139_taknaz_ir.gif]

تا حالا توجه کردی :
با اینکه خــــــــــدا میتونه مچت رو بگیره
ولی همش دستت رو می گیره ...؟!

قدر فرصتها ومهلت های خدا را بدان!!!

==============================


از تصادف جان سالم به در برده بود
و جاهلانه می گفت زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است ! ! !
و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند میزد . . .


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 6 دی 1392 ساعت: 1:21

صفحه بندی

خبرنامه