
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟
مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟
مرد گفت : بله . حالا بگو شتر کجاست ؟
پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزه های یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است . و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
هرزگیهای بعضیا:
امروز با نامزدم بيرون بودم، تا رسيدم خونه دست كردم تو جيبم ديدم گوشيم نيست!
زنگ زدم كسي جواب نداد!
مسيري رو كه پياده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگير!!!
گفتم خدايا اگه پيدا بشه يه گوسفند ميكشم!!!
خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به نامزدم گفتم:
عزيزم من گوشيم گم شده، اگه زنگ زدي يا اس.ام.اس دادي جواب ندادم نگران نشو
گفتنه عزيزم من نگران نشدم چون گوشيتو توي ماشين من جا گذاشتي.
ولي نيوشا جون ومهسا جون و عسل جون تا حالا كلي اس.ام.اس دادن و يك بند هم دارن زنگ ميزنن!
فكر كنم اونا خيلي نگرانت شدن.
گوشيتو ميندازم تو سطل آشغال كنار در ورودي همون پارك خراب شده اي كه با توي عوضي توش آشنا شدم.
ديگه هم به من زنگ نزن
بااااي ...!
حالا يه سوال: من الان بايد گوسفند بكشم يا نبايد ؟
این جاش مهمه همه یه جورایی میخوان مخ بزنن ولی از اونور میخوان بگن ما امام زاده ایم خب لانتوری خودت باش- چرا همش لاف میزنی- همین امثال شماهان که باعث شدن هیچ کی به هیچ کس دیگه اطمینان نکنه- مخلص کلام مرد باش- زیرو رو نکش-
داداهای خودم- آبجی های خودم- تو این دنیا از هر دستی بدی از همون دستم میگیری ها حواستون باشه بعدها مادر میشی پدر میشی گرفتی چی میگم فقط مرد باش.
فکر میکنم خدا منو ازخاک حاصلخیز آفریده :|
صبح ته ریش تحویل میگیرم
ﯾﻪ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮامریکایی ﻣﯿﺮﻥ ﻫﺘﻞ ﺑﻌﺪﻩ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﺮﺩﻩ ﺯﻧﮓ
ﻣﯿﺰﻧﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﮕﻪ ...
ﺧــــﺎﻧــــﻮﻡ ﻟﻄﻔﺎ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﯿﺎﯾﻦ ﺑﺎﻻ ﻣﻨﻮ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﺪﻩ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻪ ﭘﺎﯾــــــــــﯿــــــــــﻦ !!!...
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻪ: ﻣﻌﺬﺭﺕ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺁﻗﺎ ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮ ﮐﺎﻣﻼ
ﺷﺨﺼﯿﻪ ...
ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ :
ﻧــــــــــــــﻩ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻫﺘﻞ ﻣﺮﺑﻮﻃــــــــــ
ــــــــــﻪ !!...
برچسب:
نویسنده: علی